
شمال
نمایش موقعیت منروحشان شاد، یاد و خاطرشان تا ابد گرامی باد
بیژن جلالی از چهرههای شناخته شده و درخشان شعر معاصر ایران بود، شاعری که در زمان حیاتش چندان شناخته نشد اما اندکی پس از وفاتش در دی ماه ۱۳۷۸ شعر و آثار ادبی وی با استقبال نسل جدیدی از مخاطبان ادبی مواجه شد که سادگی بیان و تصاویر او را در شعر میپسندیدند، اگرچه شعر جلالی بر مفاهیم عمیق انسانی تأمل میکند، اما بطور خاص مفهوم مرگ و نیستی که در بسیاری از اشعار او بازتاب یافتهاست. جلالی هرگز ازدواج نکرد و زندگیاش در سکوت و با آرامش و تلألویی خاص ادامه داشت. «روزها»، «دل ما و جهان»، «رنگ آبها»، «آب و آفتاب» و نیز دو گزینهٔ اشعار «بازی نور» و «دربارهٔ شعر» کتابهایی هستند که در زمان حیاتش به چاپ رسید. [روزانهها] برجسته ترین دفتر شعر وی می باشد که جمله به جمله اشعار آن نشان از کمال نبوغ ادبی وی دارد. روزانه ها آخرین کتابی بود که در زمان حیات او منتشر شد. پس از آن کتابهای بسیاری به کوشش بستگان او منتشر شد که در برگیرنده اشعار و یادداشت های کوتاه او بودند، اما از آنجا که برخی از این اشعار به سالهای بسیار دور گذشته بازمیگردد، بعید مینماید که شاعر خود قصد انتشار آنها را داشته! علاقه به شعر و ادب، فلسفه و عرفان، زندگی در محیط فرهنگی خاندان هدایت، بخصوص سالها همنشینی و گفتگو با داییاش [صادق هدایت] و تأثیرپذیری از او و اقامت پنجسالهٔ دورهٔ جوانی در فرانسه، پیوندهای عمیق و تاثیرات شگرفی بر روح و اندیشه جلالی بر جای نهاد و قریحه ادبی و ذوق هنری وی را بارور نمود. اگر کسی مرا خواست بگویید رفته بارانها را تماشا کند. و اگر اصرار کرد، بگویید برای دیدن طوفانها رفتهاست! و اگر باز هم سماجت کرد، بگویید رفتهاست تا دیگر بازنگردد. یادش همیشه سبز و میراثش جاودان بهنام موحدان (پندار)
آرامگاه بیژن جلالی (بنای یادبود) در استان تهران، شهرستان ری، بخش کهریزک و خیابان مصلین 1 واقع شده است. و از نظر موقعیت جغرافیایی در نزدیکی قطعه 3، مزار امید علی محمدی، قطعه 9، آرامگاه معصومه حاتمی و آرامگاه مرحومه شمس آفاق شیرزادیان قرار گرفته است.