
شمال
نمایش موقعیت مندر اینجا هیچ خبری از نور و آئینه کاری و سنگهای گرانبها و طلا و نقره نیست و هر چه می بینید خاک است و کوه سنگی و نقش ، اما باز همین سادگی آنچنان شکوه و عظمتی دارد که هر بیننده ای را به تکریم وتعظیم در مقابل ارواح انسانهائی که در آنجا دفن شده اند وا می دارد و نا خودآگاه از هر کشور و قوم و فرهنگی که باشی (اگر مغرض نباشی) به نشانه ی احترام کلاه از سر برداشته و سر خم می کنید .
نقش برجسته شاپور، یکی از جاذبههای تاریخی داراب، در دوران ساسانیان ساخته شده است. در این سنگنگاره میتوان شاپور یکم، شاه ساسانی، را سوار بر اسب بهصورت تمام رخ و درحالی که سه امپراطور رومی پیش روی او قرار دارند دید. در واقع طرح این نقش برجسته پیروزی شاپور شاه بر امپراطور رومی را به تصویر کشیده است
سنگنگاره پیروزی شاپور بر امپراتوران روم یکی از آثار بازمانده از دورهٔ ساسانی است که در محوطهٔ نقش رستم و در ده متری شرق آرامگاه داریوش بزرگ بر سینهٔ صخرهای تراشیده شده که طول آن نزدیک به ۱۱ متر و عرضش ۵ متر میباشد. در این نقش، شاپور اول رو به چپ مینگرد، و گیسوی افشان و پشت سر ریخته و ریش مجعدِ از حلقه گذرانده دارد؛ گردنبندی حلقه حلقهای بر گردن افکنده، و گوشواری از گوش آویختهاست. جامهٔ وی عبارت است از نیمتنهای تنگ و پرچین و کمردار، شلواری که بر روی ساق چین خورده، و ردائی که در جلو سینه با دو حلقه به هم وصل است و در پشت، افشان به دست باد سپرده شده. دیهیم روی تاج نوارهای بلند و پرچین دارد که به پشت افتاده و افشان شدهاست. شاپور را از روی سکههایش و مجسمهاش در غار شاپور کازرون و نقشش بر جامی نقرهای میشناسیم و میدانیم تاجی کنگرهدار بر سر میگذاردهاست. در اینجا وی را با همان تاج و گوی بزرگ شاهنشاهی میبینیم که به صورت بسیار برجسته کندهکاری شدهاست. در صحنهٔ پیروزی شاپور یکم بر والریانوس در زیر شکم اسب شاه کتیبهای به زبان یونانی در پنج سطر دیده میشود. به احتمال قوی تحریرهای پهلوی و پارتی این کتیبه که احتمالاً بر روی شکم اسب شاه بوده، از میان رفتهاست. کتیبهٔ یونانی نیز آسیب دیدهاست. مضمون آن عیناً مانند مضمون کتیبهٔ این شاه در نقش رجب است که در آن نام و عنوان و نسب شاه ذکر شدهاست. شمشیر راست و بلند شاپور در نیام است و وی دست چپ را بر دستهٔ آن نهاده، و دست راست را دراز کرده، مچ در آستین نهفتهٔ یک رومی بر پای ایستاده را گرفتهاست. اسب شاپور زین و برگ آراسته دارد، و دمش گره خورده، نوار بلند و پرچین و شکنی از آن آویختهاست. کفلبند و سینهبند اسب دارای حلقهٔ آرایشی گل مانند بسیار بزرگی میباشد و یال آن نیز آراستهاست. گمپوله بزرگی از زین به میان پاهای آن آویختهاست که چین و شکن آن به خوبی پیدا میباشد. شاهنشاه راست و مردانه روی زین نشسته و وقار شاهانهاش به خوبی مجسم است. اسب نیز اندازهای تقریباً طبیعی دارد، و دست راست را خم کرده، و حالت درنگ به خود گرفتهاست. پیش روی اسب مردی در جامهٔ رومی زانوی چپ را بر زمین نهادهاست و زانوی راست را خم ساخته و دستها را به حالت التماس به جانب شاهنشاه دراز کردهاست به طوریکه دست چپش زانوی راست اسب شاهنشاه را لمس میکند این شخص میانه سال است و ریش کوتاه و مجعدی دارد، و جامهاش ردای امپراتوری رومی (توگا) میباشد و بر سرش تاجی از برگ درخت غار، که امپراتوران بر سر مینهادند، و به مشابه دیهیم امپراتوری میباشد، دیده میشود. وی کت آستینداری را که تا زانوانش میرسد را پوشیدهاست و شمشیر نیام شدهای به کمر آویخته که دستهاش حالت صلیب دارد. کنار این رومی زانو زده، یک نفر دیگر ایستادهاست که رو به شاهنشاه دارد و بیریش است. اما دیهیمی از برگ غار بر سر دارد و نوار کوچکی پشت سرش افشان شدهاست، و جامهاش مانند رومی زانوزدهاست، و شمشیر از کمر آویختهاست، و دستش در آستین سردوخته مخفی گردیده و مچ چپش را شاپور گرفتهاست. هر دوی این افراد، رومی هستند و از ردای امپراتوری و تاج برگ غار آنها پیداست که امپراتور میباشد. ولی در مورد هویت آنها بحث بسیار شدهاست. تا سال ۱۹۵۴ همه میگفتند آنکه زانو زده، والرین است که از شاه امان میخواهد، و آنکه ایستاده کردیاس نامی ازاهل سوریهاست که گفتهاند شاپور او را به امپراتوری برنشانید.
اززیبایی های بی نظیر ایران تجربه خیلی خوبی بود شما هم بیایید ولذت ببرید
زیبایی اعجاب برانگیز و باشکوه است. نقش برجسته شاپور اول را باید با چشمانی باز دید و به هویت ایرانی افتخار کرد.
شاهان ساسانی از طریق فرم تزیین تاج آنها ابداع نمود، در این مورد خاص ایده دیگری داشته و نقش را همچون دیگر پژوهشگران قدیمی به شاپور یکم نسبت میدهد. رومن گیرشمن نیز چنین نظری دادهاست. نظریهای بر پایه مطالعات سکهشناسی ولادیمیر لوکونین استوار است. وی یادآور میشود که شاپور در آغاز حکومت خویش با تاجی کنگرهدار همراه با یک گوی شبیه تاج پدرش بر روی سکهها ظاهر شدهاست، این مورد را میتوان در نقشبرجسته سلماس مربوط به اوایل دوره ساسانی به خوبی مشاهده نمود. در میان محققان تنها دو نفر فرضیهٔ بالا را رد کردهاند. نخستین آنها بی.سی. مکدرموت هست که پیرامون سال ۱۹۵۴ میلادی نقشبرجسته را به عنوان تصویر پیروزی اردشیر اول بر رومیان گزارش نمود. جامعترین بررسی که در مورد این مسئله انجام شده مربوط به ژرژینا هرمان[یادداشت ۷] است وی در گزارش خود مینویسد: ما چارهای نداریم جز اینکه در این مورد از روش ابداعی هرتسفلد صرف نظر کرده و پادشاه را به عنوان اردشیر اول بشناسیم لذا وی برای اثبات نظریه خویش بررسی دقیقی را بر روی تمام نقش برجستههای ساسانی منسوب به این دو پادشاه انجام داده و نهایتاً چنین نتیجه میگیرد از نظر سبک و سلیقه رایج آن روز، نقش دارابگرد نمیتواند صحنه پیروزی اردشیر بر فیلیپ عرب امپراتور روم یا بر والرین دیگر امپراتور روم باشد. از سوی دیگر نیز این نقش نمیتواند تازهتر از سالهای ۲۴۶–۲۳۰ میلادی کنده شده باشد این نقش باید نمایانگر پیروزی اردشیر بر سه پادشاه محلی در مسیر لشکرکشی اردشیر باشد.
نقش برجستههای شاپور یکم، به مجموعه نقش برجستههایی اطلاق میشود که در زمان شاپور یکم، شاهنشاه ساسانی و به دلایل مختلف از جمله شکست امپراتوری روم، ساخته شدهاند. در زمان شاپور اول سه امپراتور روم به ایران تاخت آوردند. نخستین آنها گوردیانوس جوان[یادداشت ۱] بود که در سال ۲۴۲ میلادی کشته شد. دیگری فیلیپ عرب[یادداشت ۲] بود که در برابر شاپور ناچار به تسلیم شد و پذیرفت که سالیانه به ساسانیان برای حملات پیدرپیای که به آنجا نموده و خساراتی که وارد کرده بود، باج بپردازد.[یادداشت ۳] در پایان والرین بود که در سال ۲۶۰ میلادی با ۷۰ هزار سرباز و سناتور رومی اسیر ساسانیان شد.[۱] در همین راستا شاپور دستور داد تا سنگتراشان سنگنگارههای متعدد و باشکوهی را با دقت و هنرمندی خیرهکننده در گذرگاههای اصلی و شاهراههای عبور و مرور قشون و مردم کندهکاری نموده و با ظرافت رویدادهای مهم تاریخی دوران حکومت قدرتمند خویش را بر دل صخرههای محکم کوه حک نمایند، تا مردم آن دوران از این فتوحات و دستاوردهای ساسانیان آگاه شده و از آن پند بگیرند.[۲در چهار کیلومتری جنوب داراب در دامنه کوهی به نام «پهنا»، نقشبرجستهای از دوران ساسانیان وجود دارد. در این نقش، شاپور یکم سوار بر اسب در میان سنگنگاره به گونه تمامرخ دیده میشود و سه امپراتور رومی در جلوی او قرار دارند. این نگاره در بالای چشمه آب و برکهای پر از نی قرار دارد. این نگاره ۹٫۱۰ در ۵٫۴۰ متر است. در این نگاره شاپور تاجی شبیه تاج پدرش اردشیر اول بر سر دارد.[۳] دست چپ شاپور بر سر والرین است و در دست راستش چیزی مسطح و چهارگوش دارد. اسب به زیبایی تمام توسط هنرمند حجاری شدهاست. زیر پای اسب گوردیان سوم افتادهاست، که در سن ۱۹ سالگی در میشه[یادداشت ۴] در کرانه فرات کشته شد. در این نگاره نیز به اقتضای سن کم او بدون ریش است. پشت سر شاپور ۱۸ شخص بلندپایه ایرانی ایستادهاند. سمت راست شاه یعنی مقابل او، رومیها هستند که با نگرانی به شاپور نگاه میکنند. قیصر دیگری به سوی شاپور میشتابد و دستهای خود را ملتمسانه به سوی شاپور دراز کرده، فیلیپ عرب است که پس از مرگ گوردیان، صلح را به مبلغ نیم میلیون دینار از شاپور خریداری کرد.[۴] نقش برجسته دارابگرد از جمله بحثبرانگیزترین نقوش برجسته دوره ساسانی بهشمار میآید که دارای چندین نظریه است: از جمله مسافران اروپائی که از محل بازدید نمودهاند، سر ویلیام اوزلی است که محل مذکور را در سال ۱۸۱۱ میلادی مورد بازدید قرار میدهد. وی از این نقش به عنوان صحنه پیروزی شاپور یکم یاد میکند.[۵] سی سال پس از آن نیز دو نفر فرانسوی به نامهای اوژن فلاندن معمار و پاسکال کوست نقاش، از محل دیدار میکنند. این دو نفر طرح سادهای از نقش مذکور تهیه و آن را به شاهپور نسبت میدهند.[۶] در سال ۱۹۳۴ م؛ که سر اورال اشتاین اولین عکسبرداری را از این نقش برجسته به عمل آورده، همچون سایرین آن را به شاپور یکم منسوب میدارد. ظاهراً سه نفر اخیر در انتساب نقش به دومین پادشاه ساسانی از نقل قول مردم بومی پیروی نمودهاند.[۷] سایر محققان نیز به تبعیت از اسلاف خویش این نظریه را پذیرفتهاند. حتی ارنست هرتسفلد نیز که در ۱۹۳۸ میلادی روشی برای تشخیص هویت شاهان ساسانی از طریق فرم تزیین تاج آنها ابداع نمود، در این مورد خاص ایده دیگری داشته و نقش را همچون دیگر پژوهشگران قدیمی به شاپور یکم نسبت میدهد. رومن گیرشمن نیز چنین نظری دادهاست.[۸] نظریهای بر پایه مطالعات سکهشناسی ولادیمیر لوکونین[یادداشت ۵] استوار است. وی یادآور میشود که شاپور در آغاز حکومت خویش با تاجی کنگرهدار همراه با یک گوی شبیه تاج پدرش بر روی سکهها ظاهر شدهاست، این مورد را میتوان در نقشبرجسته سلماس مربوط به اوایل دوره ساسانی به خوبی مشاهده نمود.[۹] در میان محققان تنها دو نفر فرضیهٔ بالا را رد کردهاند. نخستین آنها بی.سی. مکدرموت[یادداشت ۶] هست که پیرامون سال ۱۹۵۴ میلادی نقشبرجسته را به عنوان تصویر پیروزی اردشیر اول بر رومیان گزارش نمود. جامعترین بررسی که در مورد این مسئله انجام شده مربوط به ژرژینا هرمان[یادداشت ۷] است وی در گزارش خود مینویسد: ما چارهای نداریم جز اینکه در این مورد از روش ابداعی هرتسفلد صرف نظر کرده و پادشاه را به عنوان اردشیر اول بشناسیم لذا وی برای اثبات نظریه خویش بررسی دقیقی را بر روی تمام نقش برجستههای ساسانی منسوب به این دو پادشاه انجام داده و نهایتاً چنین نتیجه میگیرد از نظر سبک و سلیقه رایج آن روز، نقش دارابگرد نمیتواند صحنه پیروزی اردشیر بر فیلیپ عرب امپراتور روم یا بر والرین دیگر امپراتور روم باشد. از سوی دیگر نیز این نقش نمیتواند تازهتر از سالهای ۲۴۶–۲۳۰ میلادی کنده شده باشد این نقش باید نمایانگر پیروزی اردشیر بر سه پادشاه محلی در مسیر لشکرکشی اردشیر باشد.[۱۰]
اینجاست که معلوم میشه در آن زمان قدرت ایران چقدر بوده اینکه رم از ترس فتوحات اردشیر در سه مرحله بزرگترین فرماندهان خودش رو به مصاف سپاه ایران می فرستد ولی در آخر با کشته شدن یک فرمانده و اسیری فرماندهان دیگر بزرگترین شرمساری تاریخ خودش رو رقم میزنه. در اینجا دو فرمانده روم باستان که یک نفر زانو زده و با کیسه پول درخواست خرید جانش رو میکنه و فرمانده دیگر با دستانی که اردشیر آنهارا گرفته و پر ابهت قدرت خودش و امپراطوری ایران رو به آنها و تمام کسانی که این نقش رو میبینند نشون میده
بسیار زیبا، دیدنی و تاریخی.
شکوه ساسانی ها
نقش برجسته شاپور اول (مکانهای تاریخی) در فارس، شهرستان مرودشت و جاده نقش رستم واقع شده است. و از نظر موقعیت جغرافیایی در نزدیکی نقش رستم و سرویس بهداشتی قرار گرفته است. همچنین با توجه به نظراتی که کاربران در اپلیکیشن نشان به این مکان دادهاند میتوان گفت این مکان یکی از اماکن دیدنی و تاریخی خوب این منطقه میباشد.